

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرها :
بخش : شعر ,
با هم مهربان باشیم قدر بدانیم
جرعه ای آب معرفت بنوشیم
میوه کال حسادت نخوریم
این همه اکسیر حیات پس چرا؟ من ، شما ، ما ، همگان
پی نوشدارو می گردیم
این همه واژه این همه مهر ، صفا ،عشق ، وفا
پس چرا کینه و نفرت؟
و چرا حسرت و غفلت ؟و چرا غیبت و نفرت ؟
این همه زیبایی این همه نعمت و رحمت
پس چرا آه ، چرا درد ؟ چرا کثرت سر درد
من حیرانم
ما همه آخر عشقیم
هشت سال روی پیشونی بند نوشتیم یا اباالفضل ، یا زهرا
پس چرا ما بخوریم حسرت پیوستن به دریا!!!!!!
ما خود دریاییم
خود نمی دانیم ،چون تنهاییم
پس بیا ای همنفس
لحظه ای فکر ، تامل
این همه جارو برقی
پس چرا این همه دل از گرد و غبار می رنجند ؟؟!!
ای هم نفس جمله آخر من
تا مهربان نباشی چهره مهربان مهربانی را
هرگز هرگز هرگز نخواهیم دیدو نخواهیم فهمید
قلمم بی جان است
واژه ها از پس ،پرده ابهام وجودم همه قایم باشک بازی می کنند
شاید فرصتی دیگر آدمی دیگر یا خود من بنویسم آنچه از مهربانی فهمیدم
معرفی به دوستان